چون میگذرد غمی نیست
الان که دارم براتون مینویسم رایان تب شدیدی داری و جانان هم دلش میپیچه و ریتم بیرون رویش ریخته بهم،یه ضرب المثل هست میگه ...بشی مادر نشی!واقعا مادربودن خیلی سخته باید از همه وجودت بذاری واسه بچه هات.وقتی به مامانم میگم خوب چرا تو جوونیت فکرخودت نبودی همش گیربچه شدی،حالا نتیجه ش اینهمه مریضیه که داری!اما بنظرتون وقت داشته با4تابچه فکر خودش باشه؟؟؟ جانان که تو خواب داره سر میخوره میاد پایینتر،هنوز دوماهش نشده اما سعی میکنه دستاشو بیاره بالا و چیزی که جلوش گرفتیم و لمس کنه،اقو پقو های جانان تعدادش زیاد شده بیشتر میفهمه و میبینه بیشتر بیدارمیمونه،در کل نشونه های بزرگ شدن از حرکاتش میشه دید.ازسری عادتهاش اینه که برای خوابیدن باید تکونش دا...













