رایانرایان، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره
زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 9 روز سن داره
جانانجانان، تا این لحظه: 8 سال و 13 روز سن داره

رایان و جانان،تمام زندگی من

اولین مروارید جانان

سلام عزیزای دل اولین دندونای جانان در شش ماه و دوروزگی بیرون اومدن.دوتای دندون پایین باهم.این روزها هم خیلی نالان هستی و بخاطر دندون سیستم بدنت ریخته به هم.رایان هم بردیم دکتر روانپزشک بهش دارو داد خداروشکر تیکها کمتر شدن اما هنوز هست و چرخشیه از چشم به گردن و صورت.خدایا هیچ بچه تی مریض نکن. اینم عکس اش دندون جانان خانوم یادی کنیم ازمراسم دندونی رایان جون اینم اب دهان دخترکم بخاطر دندوناش فدای دستات موقع شیرخوردن دستان خدا نگهدار دستانت....
5 ارديبهشت 1398

دونفره

دوست دارم همیشه هوای همو داشته باشین،مثل دوتا دوست،عاشقتونم و اینو روزی هزاربارمیگم. ...
28 فروردين 1398

آغاز سال1398

سلام سلام عزیزای دلم سال جدید توی خونه خودمون شروع کردیم ، امیدوارم هرکی مستاجره زودتر صاحبخونه بشه مخصوصا خاله رویا. این روزها درگیری فکریم تیکهای بدن رایان جونه،به حق علی هیچ بچه ای مریض نشه.امروز میبرمش دکتر امیدوارم خیر باشه. جانان هم بغلی شده حسابی،نق میزنه،کپ میشه نمیتونه برگرده گریه میکنه،الان که دارم مینویسم گردنم گرفته کج شدم،باباتونم که طبق معمول اززیروظایفش در میره،به امید روزهای بهتر براتوت مینویسم. راین4ساله و جانان 6ماهه جانان وخونه تکونی رایان و ارسلان رایان واراد من خیلی دلم میخواد ازایران برم بخاطر اینده شما چون خودم با اونهمه درس خوندن به جایی نرسیدم،البته ادم باید تصمیمای...
28 فروردين 1398

تولد4سالگی

سلام عزیزای دلم امسال تولد تم دار داشتیم،چون اقا رایان به رنگ قرمز خیلی علاقه داره تم قرمز مک کویین واسش انتخاب کردیم.خیلی علاقه داری چیزی که برات میخرن توی کادو باشه،عاشق بازکردنشی،مهمونامون دوتای خاله خودم بودن و وسلام.تولدت خونه خاله رویا گرفتم و هدیه زیاد گیرت اومد،بلز،ارگ،عروسک ... اماعاشق ماشین هستی و به ماشینهای تو کوچه هم خیلی توجه میکنی،یه سری عکسهای تولدت میذارم برای یادگاری. ابجی هم دوساعتی از تولد خواب بود دوسال پیش تولد هلنا رفتیم شیراز باتم ابی. تولدت مبارک بهانه زندگی من رایان جون....
15 اسفند 1397

8اسفند97

سلام عزیزای دلم این روزها درگیر اماده کردن خونه خودمون برای اسباب کشی هستیم،اینجا که الان نشستم پرازکارتن وسایل هست جانان روی پامه که بخوابه رایان هم رفته اونور.چند روزهست رایان تیک توی پلک زدن چشمهاش گرفته نگاش که میکنم دلم اتیش میگیره دلم میخوادبزنم زیر گریه.اما دکتر گفته چیزی نیست و برطرف میشه. دوست داشتم توخونه جدیدمون تولد اقا رایان بگیرم اما میترسم درگیر اسباب کشی بشم و دیربشه.بخاطرهمین دوروزدیگه خونه خاله رویا جشن میگیرم برا پسرنفسم.بعدازاینکه چندبارنمیخواستی کلاس بیای با اوا اشنات کردم هم کلاسی ای مت تاراحتتربری کلاس،برنامه رفت وامد بادوستات فعلا برقرارهست. اینم مرساناخانم حنابندان محسن مروری بر سالهای دوستی رایان و...
8 اسفند 1397

پر عکس

سلام دختر وپسر گلم امیرحسین پسر همسایه سابقمونه که هنوز بخاطر رابطه خوبی که با رایان داره باهم درارتباطیم.واقعا پسر مهربونیه و امیدوارم همینجوربمونه،نوبتی میاد وبعد رایان میره اونجا.از اونجایی که رایان خیلی ایرادخرید ماشین میگیره یه برنامه امانت گرفتن اسباب بازی بینشون انداختم که هربار ازهم امانت بگیرن.چندساعت که اینجا بود بازی کردن و رقصیدن و خوردن و تعریف کردن ببینین میگم مهربونه داره کفش رایان بعدازکلاس پاش میکنه. قرارگذاشتیم از خال روی دستت عکس بگیریم تا توی اینده تغییراتشوببینیم عکس  رایان تخت جمشید94-97 الان مادوتا بچه کوچیک داریم به این شکل اولین گردش خانوادگیمون خیلی وسایل داشتیم برا دوساعت،رایان هم من و ...
11 بهمن 1397

دی ماه 97

سلام سلام رایان جونم نمیدونم الان چندسالته که داری وبلاگتو میخونی،اما بدون که عاشقتم نفسم.جانان گلم خانومم خیلی دوستت دارم. رایان توت فرنگی،سیب،زرشک،الوبخارا،بستنی،نوشابه،پیتزا،کیک دوقلو،سوسیس،ماست موسیر دوست داره. جانان هم هنوز شبا بد میخوابه و مامانش خواب راحت نداره!ولی هزاربارشکرمیکنم دوتابچه سالم خدابهم داده. قراربود عکس ماشینهات بذارم اینم چندتاییشه که تو اون عکس نیست،راستی،عادت داری موقع خوابیدن چندتا وسیله ت کنارت بذاری،صبح هم بغل میکنی میای پای تی وی.الان که دارم مینویسم توی اتاق انتظار کلاس ای مت منتظر اقا رایان هستم.جانان خانوم هم پیش مامان جونه. وقتی اقارایان ارایشگرمیشه. قرار شد عکس بندازی و نشون بقیه بدی. ا...
16 دی 1397

عجب صبری خدا دارد

سلام الان که دارم مینویسم نیم ساعتی رایان تو اتاق گریه کرد واسه تخم مرغ شانسی. باهیچ زبونی هم راضی نشدی بیای بیرون فقط جیغ زدی و گفتی بروبیرون ازاتاق،فکرکنم خوابت هم میومد چون الان خوابیدی،درجاییکه شده روزی دوتا هم واست خریدیم.کلا این روزا تب تخم  مرغ شانسی داری،کی یادت بره خدامیدونه،فکر کنم اوج لجبازیها ت الان باشه ، تاالان هرچیزی گفتی برات خریدیم باید یادبگیری نه بشنوی،باهرزبونی فکرکنی باهات حرف زدیم که خوب نیست و چیزای خوردنی بخر یاپولشوجمع کن اسباب بازی بخر ولی کو گوش شنوا،ازهرماشینی فکر کنی داری در سایزهای مختلف،هنوزم میگی برام بخرین،اقتضای سن ت هست اما هرچیزی حدی داره. اینم خوابیدنت باقهر. اینا روگفتم که فکرنکنی عجب بچه خوبی...
2 دی 1397

واکسن دوماهگی خر است،پایان ترم اول ایمت

سلام عزیزای دلم اقارایان ترم اول کلاسش تموم کرد اونم باموفقیت،یه بار وقتی سرکلاست نشستم دیدم که با دوستات چقدر فرق داری،مثل دوره مدرسه خودم که تو کلاس فقط به درس گوش میدادم و اصلا بازیگوشی نمیکردم،توهم کپی خودمی. اینم کیک جشن اخر کلاس ازخدا میخوام تو همه مراحل زندگیت موفق و سلامت باشی عشق مامان. ازوقتی ابجی به دنیا اومده توهم یاد بچگیت افتادی،ازاونجایی که پستونکتو نگه داشتم برات البته اصلا پستونک نگرفتی ،الان مثل بچه کوچولا میذاری تو دهنت حتی گفتی واست شیشه پستونک هم خریدیم بعضی وقتا داخلش اب و چای میخوری   البته این رفتارها خیلی عادی وطبیعیه،منم بهت سخت نمیگیرم مردبزرگ من. ...
25 آذر 1397