رایانرایان، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره
زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 9 روز سن داره
جانانجانان، تا این لحظه: 8 سال و 13 روز سن داره

رایان و جانان،تمام زندگی من

رایان 5ساله عشق است💞

از بزرگ شدنت هرچی بگم کم گفتم حیف که لجبازیت کم نمیشه🤔🤯 یهو یه رگی داری که میگیره و به خودت فشار میاری جیغ میزنی، قهرمیکنی و فشارمنم میبری تو اسمون 👺👹 عاشق اینم وقتی خودت به تنهایی بازی میکنی خاله اسیه از تو کلاس برامون عکس میفرسته ازاون ایرادهای شیشه شیره،دوتای خاله رو گرفتین به کار😁 امیدهای زندگی من آبی اسمون فقط باتصویر تو زیباست نفس❤️ دو عشق ومرد💞💞 وقتی تمرین درام میکنی💙❣️ جدیدا عروسکهاتومیکنی توشیشه اب میریزی روش میذاری فریزر یخ بزنن😁💗 قربون دستات که لباس تامیزنی وقتی بادل پاکت برای فامیل مرده مامان جون دعامیکنی🙏 باحالترینی،وقتی میگی عکس بگیر✌️ وقتی مهمون داریم کمک میکنی ب...
13 اسفند 1398

جانان شیطون خونه😍

نگم ازشیطونیهای دخترم لباسهاشوبیرون میاره خودش میپوشه اینم نتیجه شه دیگه😁 خدانکنه مبل جایی باشه که راهی برای فضولی داشته باشه فورا ازش میزنه بالا🤯 قراربودجوجه توی سینی باشه🤣 روزی چندبار توی یخچاله😂 پتو دوسته دخترم💋❤️ صبح اول صبح میگه ما(یعنی ماسک میخوام) از فریزر هم نمیگذره🤯🤯🤯 روزت مبارک مامان جونم❤️💓 ...
13 اسفند 1398

ویروس خر است🦓

سلام فرشته های زندگی م این روزها دم دمهای عید99هست وبعدازهزاراتفاق بد امسال یکماهه درگیر ویروس زشتی به اسم کروناهستیم، گفتن دستاتون بشورید روزی20 بار، باکسی دست ندین روبوسی هم نکنین، تنها دلخوشی زندگی روزمره ی مارفتن خونه مامان جون وبااونهابودن رو ازمون گرفته فعلا، امیدوارم هرچه زودتر درمانش هم پیدابشه. من امید دارم که اتفاقهای خوبی در راهه، همه فکر اینده م بچه هام هستن، چه باشم و چه نباشم باید به جاهای خوب برسن، موسیقی و هنر و ورزش، سرمشق زندگیشون میشه. خداکنه که بتونم ازایران ببرمتون، اینجا اینده ای نمیبینم. رایان 5ساله شده و فعلا نتونستم واسش جشن بگیرم، الان میتونی برام داستان یه کارتن رو تعریف کنی، اتفاقها رو توضیح بدی. جانان هم دوست ...
12 اسفند 1398

یلدا98

سلام بچه های من امیدهای من از رایان بگم که لجباز و قهرکن شده، توی لباس پوشیدن ایرادمیگیره که اینونمیپوشم.. میریم خونه مامان جون یه چیزیومیکنه بهانه موقعی که میخوایم بیایم خونه نمیاد و فیلم درمیاره، خلاصه هرجی بگم ازعصبانیتم کم نمیشه، خودموکنترل میکنم حرفموگوش نمیده.... 😭😭 جانان کلا بغلمه،نه به چندمدت قبل که فقط راه میرفت الان فقط میخواد بغلش کنم😢 خودمم هنوز دارم به این فکرمیکنم که چکارکنم😐 ازیلدای امسال بگم براتون که رایان جون فقط منتظر بود بابانوئل براش هدیه بیاره، توی مراسم هرچی وسیله تزیینی داریم میاره و میگه همه جا رو قشنگ کنیم، صبح با دایی رضا رفته خرید و یلدامبارک گرفته❤️ ...
24 دی 1398

دونفره، رایان9، 4.جانان1،2

سلام اون عددهای توی عنوان سن این موقعتون هست😘 بااینکه خستته میشم اما کاش همیشه بچه بمونید، دلم میخواد بچگی کنید بازی کنید... رایان این روزها دوباره ایرادگیر شدی توی سرما هی لباس نمیپوشی اکثرا از خونه مامان جون که میخوایم بیایم گیر میدی و لباس نمیپوشی که بیای🙄 دایی رضا به جانان یاد داده که جایی خواست بشینه تکیه بده به بالش، الانم میاد وکنار داداشش میشینه که تکیه گاه داشته باشه😘🌹 مدادرنگی جایزه اقارایان برای اومدن به دندون پزشکیه🏵️ اینجا رفتیم رستوران جانان اینقدر جیغ زد که نشد تو سالن بمونیم🐵 عاشقتونم عزیزان من😘😘😘 یه روز برام گل خریدی گفتی چون بابا برات نمیخره من به جاش خریدم🤐😢🤗 همیشه مهربون بمون عزیزم ...
26 آذر 1398

جانان دلم

سلام نفس ها سلامتتیون ارزومه. جانان خانم اصلا نمیذاره گیر مو بزنم توی موهاش، فوری بیرونش میاره، این روزها هم خیلی گریه میکنه و فقط میخواد بغلش کنم بذارمش روی میز و کمد... عاشقشم لوس مامان اما کمرم خرد شده😁 غذاکم میخوره ودندوناش داره بیرون میاد درصورتیکه8 تاشو داره😘❣️ خاله رویا یه طوطی داره بهش غذامیده خوابیدی و داری نگاش میکنی😘😘😘 . #جانان #یک سالگی ...
26 آذر 1398

خواستن توانستن است

سلام عشقای دلم دیشب یه برنامه توی تی وی نشون داد که خانمه درخت کریسمس درست کرد، اینجور بود که با ارد و دارچین خمیر پخت باقالب شکلای قشنگ تزیینی بهش داد، ناگفته نمونه چند روز دیگه کریسمس وشب یلداهست. ازهمون ساعتی که با رایان برنامه رو دیدیم یک ریز فقط درباره اینکه چکارکنیم واسه درخت کریسمس و شب یلدا و وسایلی که لازم داریم... حرف زد، هرچی میگفتیم داره بارون میاد جایی باز نیست درختی نداریم سرگرم کارهای دیگه ش کردم... انگار که اگه به مرادش نمیرسید اون شب صبح نمیشد. منکه خسته و کوفته ساعت11 شب گفتم بریم بخوابیم میگفت دلم میخواد یه داد محکم بزنم😁😘اما نمیشد ابجی ش خواب بود. وقتی با باباش رفت توحیاط که پمپ هواگیری کنن، شاخه درخت یکهفته پیشی که خا...
26 آذر 1398

هنرهای رایان

سلام این صفحه رو میذارم برای هنرهای گل پسرم چون به کاردستی درست کردن علاقه داره، وجدیدا نقاشی هم میکشه. این درختیه که توی پارک دیدیم و شد مدل پاییزیمون نقاشی جاده نتهای موسیقی مدل گذاشتی نقاشیش کشیدی😘😘 امروز که این نقاشی میذارم15 آذر99هست مدل نقاشی ...
16 آذر 1398

رایان وحیوانات

دیروز عصر با مامان جون و خاله ها رفتیم تخت جمشید گفتی میخوام سوار اسب بشم، ترسیدی اما بهت گفتم تا سوار نشی ترست نمیریزه. تازه طوطی بازی هم کردی خونه خاله رویا ناگفته نمونه که طوطی اومد روسر جانان نشست و جیغش رفت بالا😉😄 ...
16 آذر 1398