حرکت به سوی جایزه جشنواره نی نی وبلاگ
ساعت 6 صبح روز 2 اسفند با آقاجون به سمت تهران حرکت کردیم. هواسرد بود و از خواب بیدارشدی تا نزدیکیهای تخت جمشید جلو توی بغل آقا نشستی و بعد اومدی عقب زیر پتو لا لا کردی عشق من. هر 5دقیقه هم آقا برمیگشت نگات میکرد ببینه چیکار میکنی، ناگفته نمونه که از همون اول میگفت جایزه مسابقه خیلی کمه توی راه حوصله ت سر میرفت اما مجبور بودی خودتو سرگرم کنی آخه تازه راه افتادی و دلت میخواد همش روی پاهات راه بری. 5عصر روز 3 اسفند آتلیه نفس وقت عکس داشتی. بخاطر ترافیک با مترو از کرج به سمت تهران حرکت کردیم. کلافه بودی خوابت میومد گرمت شده بود خلاصه نیم ساع...
نویسنده :
نسرین
9:58














