آبجی آقا رایان
روز جمعه 18 اردیبهشت لباس دخترونه با خاله رویا تنت کردیم توی حیاط ازت عکس گرفتیم. عزیزم چشمات توی نور باز نمیشد. آخه بره ی بوور منی تو ماشالا ماشالا خیلی بهت میومد. ...
نویسنده :
نسرین
11:47
رایان و آقا جون
بعد از حمامت آقا جون اومد و باهات عکس گرفت. هرروز که میخواد بره مغازه میاد بهت توی اتاق سر میزنه. دوستت داره میگه چه بچه ی شیطون و شکموییه دستتو بوس میکنه تو هم واسش اقو پقو میکنی. اما فقط یه دونه. بعدش جیغ میزنی ...
نویسنده :
نسرین
11:45
شخصی2
رایان و آراد
رایان گی پسر مامان امروز یعنی شنبه 19 اردیبهشت با مادر جون و خاله رویا رفتیم خونه عمه توران واسه دیدن آراد. مادرجون واسش یه پتو نوجوانی خریده بود هدیه به دنیا اومدنش. آراد پسر دختر عمه منه که @ هفته از شما کوچکتره. اونجا اولش آرادخواب بود تو بیدار. بعد برعکس شد تو خوابیدی اون بلنند شد به اذیت کردن و شیر خوردن. مامانش بهش شیر خشک میده اما من از شیره ی وجود خودم بهت شیر میدم تا از این نعمت خدا بی بهره نمونی. راستی یه نقطه ی مشترک اینکه هردوتاتون اومدین خونه مادرجوناتون واسه حمام ...
نویسنده :
نسرین
11:37









